تبليغاتX
فلسفه رسانه

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386

خبر

شورای عالی اطلاع‌رسانی با رويكرد حمايت از توليد و ساماندهی محتوای الكترونيكی در حاشيه جشنواره تسما، سلسله نشست‌های تخصصی برگزار می‌كند.

توجه به توليد محتوا در فضای مجازی يك ضرورت و دغدغه به شمار می‌رود كه برگزاری سلسله نشست‌های تخصصی با نگاهی علمی به بررسی اين مهم خواهدپرداخت.

ارزيابی فضای مجازی// دکتر عاملی 

ويژگی­ها، مؤلفه‌ها و استانداردهای توليد محتوا در شيوه­های سنتی و الكترونيكی و ارزيابی فضای مجازی

سلسله نشست‌های تخصصی جشنواره تسما در 13 حوزه‌ی: علم و الكترونيك، دين و معنويت، طرح جامع توليد محتوا، ارزيابی فضای مجازی، بازار اشتراك محتوا، خط و زبان فارسی، هنر ديجيتالی، حوزه جامعه اطلاعاتی، بازی و سرگرمی‌های رايانه‌ای و آموزش الكترونيكی است.

موضوعات مهم !

ارزيابی فضای مجازی در ايران، وضعيت و چشم‌انداز توليد، جهت‌گيری‌ها و استانداردهای توليد محتوای دين و معنويت، توزيع و مصرف محتوای الكترونيكی در ايران، جهانی شدن و گسترش ICT و تأثير‌گذاری آن بر جهت‌گيری‌های توليد دانش، ويژگی‌ها، مؤلفه‌ها و استانداردهای توليد محتوا در شيوه‌های سنتی و الكترونيكی، امنيت فرهنگی و محيط رايانه‌ای پاك از محور های مهم است.

برگزاری اين نشست‌ها آغازی برای طرح مسئله در زمينه توجه به كيفيت و چگونگی حضور در فضای مجازی ايرانی است.

زمان برگزاری اين نشست‌ها سه‌شنبه 14/6/1386 لغايت شنبه 18/6/1386 در مركز آفرينش‌های فرهنگی هنری،خيابان حجاب، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان است.

نشست تخصصی نگاهی علمی به فضای مجازی دولتی ايران شنبه 17شهریور سخنرانی دكتر عاملی استاد ارتباطات دانشگاه تهران به ويژگی­ها، مؤلفه‌ها و استانداردهای توليد محتوا در شيوه­های سنتی و الكترونيكی و ارزيابی فضای مجازی خواهد پرداخت.

 
جهت آگاهی بيشتر برنامه نشست های تخصصی كليك كنيد!

نوشته شده توسط مهدیه اناری در 11:44 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم بهمن 1385

مقله 5000

خیانت، واقعیت یا توهم ذهنی

 

بازنمائی مفهوم " خیانت " در فیلم های

             شب یلدا ، زن زیادی

 

چکیده:

در این مقاله سعی نگارنده بر آن است تا به نحوه بازنمائی مفهوم خیانت در سه فیلم شب یلدا ، زن زیادی ، چهارشنبه سوری بپردازد و برای رسیدن به این مهم از روش نشانه شناسی که یکی از شیوه های معمول در فهم و مطالعه متون رسانه ای است، بهره گرفته شده است.

 

کلید واژها:

بازنمائی، خیانت، کد و رمز، نشانه شناسی، واقعیات. توهم، نما.

 

مقدمه:

 

خیانت از جمله مفاهیمی است که می تواند روابط اجتماعی را در سطح خرد و کلان مخدوش کند و در واژه نامه ها از این مفهوم با عنوان ضد ارزش یاد می شود. از این رو رسانه ها که رسالت بازتاب وقایع و حقایق موجود در سطح روابط انسانی و اجتماعی را بر دوش می کشند به ناچار دست به تولید آثاری می زنند که قصد بازنمائی ابعاد گوناگون مفهوم خیانت را دارند و ارتباطگران عالم رسانه با در اختیار داشتن ابزار تولید به خوبی می توانند این مفهوم را جلوه داده و بعضا راه های خروج از این مخمصه را نشان دهند. رسانه ها در اصل از طریق بازنمائی گونه هایی از واقعیت است که دست به تولید و خلق آثار واقعی می زنند،" معنا در بسیاری از رسانه های گوناگون تولید می شود؛ بویژه این روزها، در رسانه های جمعی مدرن، تکنولوژی های ارتباطی جهانی و بوسیله تکنولوژی های پیچیده که معانی را بین فرهنگ های مختلف در مقیاس و سرعتی که تا کنون در تاریخ بی سابقه بوده، به جریان می اندازند. "(هال، 2003: 3) متون رسانه ای یک متن واحد و صرف نیستند، بلکه قصد بازنمائی  مفاهیم و رمزهایی را دارند که در دل خود ایجاد می کنند و هدف اصلی این بازنمائی ها، انتقال معانی و مفاهیم متعددی است که بوسیله افراد دریافت می شود.

پرسش اصلی که در این مقاله سعی می شود تا  به آن پاسخ داده شود این است که سینما و فیلم (سینماگران)با توجه به دو بعد رسانه و هنر بودن خود یک مفهوم کلان  و بحث انگیزی همچون خیانت را چگونه بازنمائی می کند؟ و چه تصاویری از این مفهوم خلق کرده و به ظهور می رساند؟ 

 

نظریه بازنمائی

 

در بحث نظریه بازنمائی ما صرفا با یک رویکرد خاص روبرو نیستیم، بلکه بازنمائی تعاریف و ابعاد گوناگونی را در بر می گیرد که  هر یک از این نظریات طرفداران خاص خود را دارند و رابطه دال و مدلول در عالم تبادل معنا را به گونه ای تفسیر می کنند. در این بخش سعی می شود تا به طور مختصر به این گونه های بازنمائی پرداخته شود.

بازنمائی انعکاسی: " بر عینیت خارجی تاکید دارد و معتقد که معانی در خود عینیت- شخص- ایده واقع در جهان واقعی قرار دارند و معانی همان وجود خارجی هستند که در آیینه منعکس می شوند" ( عاملی،1385) عینی گرایان تنها به وجود یک واقعیت اعتقاد دارند و در حقیقت واژه ها آینه تمام نمای پدیده های عینی جهان ملموسند و ویژگی اصلی نشانه بحث دلالت و بازنمائی امور و پدیده های است که به یک واقعیت عینی در جهان خارج اشاره دارند.

بازنمائی ارادی: " به نیت و ذهنیت فرد در فهم امر عینی و خارجی تاکید دارد." ( عاملی،1385)

هر فردی( تولیدکننده اثر) در زمان خلق یک متن، با تکیه بر دانش خود از جهان، روابط و ذهنیتی که دارد جهانی را تصویر میکند و فهم برای او اینگونه حاصل می شود. واقعیت از این دید مفرد نیست و مطابق با عینیت در جهان خارج نیست در حقیقت این نگاه فرد است که خواست خود را بر زبان فهم تحمیل می کند.

بازنمائی ساختاری: بازنمائی ساختاری هم بر واقعیت عینی و هم بر واقعیت ذهنی اصرار می ورزد و در حقیقت معانی بواسط یک مجموعه از نظام های معناساز خلق می شود. ( عاملی،1385) " ما با چگونگی بازنمایی پدیده ها برای آنها معنی خلق می کنیم- با کلماتی که درباره آنها به کار می بریم، داستان هایی که در موردشان می گوییم، با تصاویری که برایشان خلق می کنیم، عواطفی که به آنها نسبت می دهیم، روشی که آنها را دسته بندی و مفهوم سازی می کنیم و ارزش هایی که بر آنها می نهیم- ". (هال، 2003: 3) در واقع این " نحوه کاربرد ما، آنچه که ما می گوییم، فکر می کنیم و احساس می کنیم در مورد هرچیزی، بطور خلاصه نحوه بازنمایی ما، به چیزها معنی می بخشد. "(هال، 2003: 2)

بازنمائی فلسفی- فاسفه رسانه ای: " فلسفه رسانه بدنبال ساختار شکنی فهم است، به معنای ورود پیدا کردن به فرکانس تولید رسانه ای است" ( عاملی،1385) ما با فلسفه رسانه روبرو نیستیم بلکه با فلسفه ها مواجهیم و در علوم اجتماعی و بدنبال آن متون رسانه ای تعدد فرهنگها بر فهم اثرگذار است. برای فهم معنای رسانه ای راه های گوناگونی وجود دارد و انتقال معانی با شیوه های متفاوت مخاطب را از سلطه  و قدرت بازنمائی رها می کند.، به افراد امکان تحرک و فعالیت می بخشد و او را از شر وانمودگی[1] رسانه ها خلاص می کند. بودریار[2] ( 1984) معتقد است که گسترش رسانه ها امروزه تشخیص واقعیت از غیر واقعیت را را ناممکن کرده است و تحریف جای واقعیت را گرفته است. او اکثر تجسمات و تصویر ها را را وسیله ای برای مکتوم داشتن غیبت واقعیت تفسیر می کند و اینگونه بازخوردها را وانمودگی می نامد. ( ضمیری، 1382) منطق مصرف رسانه ای در جهان امروز آن موقعیت والای سنتی بازنمائی هنری را کنار می زند و برتری ماهیت عرضه رسانه ای بر تصویر از میان رفته است.( بودریار، 1998) فلسفه رسانه با راهیابی به فرکانس تولید رسانه ای در صدد است تا حجاب دروغین تصاویر را کنار زده و تصاویر ساختگی را از بین ببرد. رمز دستیابی به فهم عمیق رسانه ای گذر از امور ظاهری و سطحی است. فیلسوف رسانه ای باید قادر باشد که تصاویر را در جای خود بکار گرفته و از این طریق به فهم عمیق نائل شود، تفسیر تصاویر و نشانه ها به تنهایی نمی تواند منجر به فهم عمیق شود.( عاملی،1385)

 

 

روش نشانه شناسی[3]

 

" نشانه شناسی مطالعه شیوه های تولید معنا در نظامهای نشانه ای است که افراد برای مقاصد ارتباطی شان بکار می گیرند." ( گیل. ادمز،1384: 257) در حقیقت نشانه شناسی به بررسی انواع نشانه هایی که بکار گرفته می شود، و نیز راههای مختلف انتقال معانی به واسطه این نشانه ها توجه دارد. نشانه شناسان ارتباط را در جریان تولید معنی در نظر می گیرند. امر واضح این است که هر اندازه شناخت رمزگان[4] از جانب دو طرف ارتباط بیشتر باشد، رابطه و انتقال معانی اثرگذاری بیشتری  داشته و به شکل عامیانه تر، حرف یکدیگر را بهتر می فهمند. سوسور در تعریف و تحلیلهای خود از نشانه شناسی را ایده ئالیسم را طی کرد و پیش از اینکه جهان خارج و واقعیات عینی را در نظر بگیرد، به ساختار شعور و آگاهی می پردازد و دریافت او از معنا دارای منش و ماهیتی صرفا ساختاری است و معنای نشانه ها را در زمره ویژگیهای ذاتی دال قلمداد نمی کرد.( ضمیران، 1382) پیرس بر خلاف او " نشانه پردازی را مناسبات معرفتی ( شناختی) میان دال و مدلول تعریف نموده است، یک رویداد روانشناختی که در اعماق ذهن تاویل کننده تحقق می پذیرد." ( ضمیران،1382: 13) آنچه در نشانه شناسی دارای اهمیت است، فر آیند رمزگذاری[5] و رمزگشایی[6] است، که از سوی ارتباط گر و ارتباط گیر صورت می پذیرد و نشانه شناسی با دریافت میان رمزها معنا پیدا می کند، رمزگانی قالبی است که پیام در آن بیان می شود و نظامی از نشانه ها و قواعد است که چگونگی ترکیب این نشانه ها برای خلق معنا تعیین کننده است. در مطالعات فیلم و سینما که تصویر و زبان را در کنار یکدیگر دارد، شیوه های رمزگذاری و رمزگشایی نیز شکل پیچیده ای به خود می گیرد و عوامل تولید با استفاده از تکنیکهای تصویری و کلامی به بهترین وجه ممکن معانی را خلق می کنند و در این میان نشانه های تصویری از اهمیتویژه ای برخوردارند به این جهت که انعکاس محتوای سه بعدی را را ممکن می سازند. از سوی دیگر دریافت کنندگان و مخاطبین اصلی رمزها و معانی در هنگام مصرف ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی را نیز در فرایند رمز گشایی دخالت داده و خوانش آنها از متن رسانه ای متکثر است.

·   پیش از اینکه به بحث نشانه شناسی فیلم های مذکور بپردازیم لازم به ذکر است که نشانه ها در سینما بر اساس وجهی مناسب، رابطه علت و معلولی با واقعیت ایجاد می شوند و از نوع نشانه های نمایه ای هستند. مثلا: تلوتلو خوردن فردی نمایه مستی یا بیماری اوست. به نوعی پیوستگی معنایی یا درونی میان نشانه و موضوع خود برقرار می کند. در حقیقت جنبه نمایه ای هر تصویر در شیوه تولید آن تصویر یا فیلم و نیز رمزهای فنی چون کادر بندی، نورپردازی، اندازه نما، زاویه دوربین، ترکیب بندی و نظایر اینها تکوین می یابد.( متز،1990)

 

" شب یلدا"

                                                                     

کارگردان: کیومرث پور احمد

مدت: 88 دقیقه

خلاصه فیلم:

حامد به سبب رعایت نکردن موازین شرعی از محل کار خود اخراج می شود، ولی به سبب حمایت خانواده کماکان از رفاه مالی برخوردار است. همسر او مهناز او را قانع می کند که برای آینده فرزندشان نازی باید به آلمان برود حامد پس از مدتی متوجه می شود که آینده فرزند بهانه است

مهناز با یکی ا دوستان او بنام آقای شریف به سوئد می رود و در نهایت پس از گرفتن همه دارائی حامد از او طلاق می گیرد و با آقای شریف ازدواج می کند.حامد در این مدت رنج زیادی را در تنهایی تحمل می کند ولی در پایان پریا زن همسایه که او نیز طعم خیانت را کشیده است او را از غم و اندوه و تنهایی نجات می دهد.

·   نکته ای که در مورد این فیلم وجود دارد این است که اکثر صحنه های این فیلم با حضور یک نفر در یک خانه سرد و تاریک می گذرد و کلام، صدا و موسیقی بار اصلی انتقال معنا را در این فیلم بدوش می کشند و اشیاء موجو در تصاویر نقش پررنگی ایفا می کنند و با تکیه بر رمزهای فنی در این فیلم نمی تواند معنای درستی را منتقل کند.  

 

تحلیل نشانه شناسی فیلم:

فیلم با نمایش یک صفحه سیاه آغاز می شود و صدا اولین نشانه شروع داستان است که تا چند ثانیه بر روی این سیاهی شنیده می شود: " مسافرین محترم پرواز شماره ....تا لحظاتی دیگر ...". با وضوح تصویر، نمای بسیار درشتی از چهره حامد با چشمانی سرخ و ورم کرده، دیده می شود که با حالتی مضطرب از پس شیشه های فرودگاه با نگاه بدنبال کسی می گردد. در این صحنه و بیشتر صحنه ها حامد یک پالتو بلند مشکی  با پلیور آبی رنگ بر تن دارد که نمادی بر غم و بدبینی است که در درون او موج می زند.

در سکانسی حامد برای گرفتن نوارهای غیر مجاز دخترش از مهناز در دو طرف دری قرار دارند که کاملا سیاه است دوربین در این صحنه دو سوی در را با ترکیبی از نمای درشت و نامتقارن از حامد و مهناز نشان می دهد، با چهرهایی نگران و ناراحت از آنچه که در راه است. در گوشه تصویر  علامت توقف ممنوع نصب شده است که نماد و نشانه از فاصله و دوری ابدی است، که میان آنها ایجاد خواهد شد.

در سکانسی که مربوط به بازگشت حامد از فرودگاه است، نمای بسیار درشت و بسته از حامد در داخل ماشین با نورپردازی با مایه تیره رنگ، در این جا صدا بیشترین بار نشانه را بر دوش می کشد هق هق گریه حامد، با نوای موسیقی که از ضبط پخش می شود ." با تو رفتم، بی تو باز آمدم، از سر کوی او دل دیوانه، پنهان کردم، در خاکستر غم، آنهمه آرزو، دل دیوانه" کلام این موسیقی نشانه و حال دورنی حامد و آن چیزی است که بر او گذشته است. تیتراژ فیلم نیز بر روی این سکانس ارائه می شود.

سکانسی که حامد زیر باران در نیمه شب قدم می زند با نمای دور گرفته شده و زمینه و بافت را نشان می دهد برخورد باران با زمین و پیکر حامد علاوه بر خلق تصویری زیبا برحالتی از رهب و وحشت در درون حامد دلالت دارد ترس از جدائی و مهمتر از همه ندانستن دلیل این جدائی است.

دوربین با ورود حامد به خانه او حرکات او را پی می گیرد. نورپردازی در خانه مایه تیررنگی به خود می گیرد و فضای حاکی از یاس و حزن بر خانه می افکند که ناشی از نبودن مهناز و نازی است. تنها رونه ای از نور از میان پرده می تابد که با ورود حامد به خانه تمامی منافظ را می پوشاند و به نوعی نشانه از زندانی است که او برای خود در نبود زن و فرزندش می سازد.

یکسری از اشیاء در این فیلم نقش شخصیت های پویا و زنده را ایفا میکنند، انار در این فیلم نمادی است از مهناز همسر حامد که با او حرف می زند، آینه نقش هم صحبت و سنگ صبور را برای حامد بازی میکند که عصبانیتهای خود و خوشحالی اندک خود در طی این فیلم را با حضور در جلوی آینه بروز می دهد. عکس ها و تصاویر و فیلمهای ویدئو تصویر و صدای مهناز و نازی را زنده می کنند.

دو شخصیت در این فیلم حضور دارند که نقش مرشد و راهنما را بازی می کنند کسانیکه چشمان حامد را باز کرده و واقع گرایی را از عشق جنون آور او به مهناز به تدریج جدا می کنند. با ورود مادر حامد به خانه او و تعابیر متفاوتی که او از رفتن مهناز ارائه می کند تلنگری را به حامد می زند تا از خواب بیدار شود. " حامد زندگیت کو، حامد اون همه عشقی که به پای زنت ریختی کو، آینده بچه آینده بچه اینا همه اش بهانه است مهناز از این مملکت نرفت از این خونه رفت ....بشین فکر کن ببین دل مهناز چی توش بود." این کلمات اولین زنگهای خطرخیانت را در گوش حامد بصدا در آورد.

در سکانسی از فیلم حامد با آلمان تماس می گیرد و متوجه می شود که مهناز و نازی در اردوگاه پناهندگان هستند در این صحنه دوربین از پشت سر حامد زوم به جلو دارد و صحته تلو تلو خوردن او روی صندلی در حالیکه از حال رفته است را به تصویر میکشد و رگه های از دروغگویی مهناز به او پیدا می شودو از اینجا به بعد تلفن های عاشقانه به دعوا و بحث تبدیل می شود.

در اکثر صحنه ها حامد از لابه لای پنجره ها آپارتمان روبرویی را تماشا می کند و یک حس متفاوتی به آنجا دارد و دوربین با نمای دور و زاویه باز حس فاصله  را القا می کند.

نقطه عطف این فیلم و سکانسی که روند معکوسی را به داستان می دهد مربوط می شود به تلفنی که منصور از آلمان می زند و در حقیقت حامد را به حضور عامل خیانت مهناز آگاه می کند " آقای شریف" دوست قدیمی حامد ، در این سکانس شوفاژ خراب شده و ماده سیاهی از دورن آن با فشار و صوای مهیبی به دیوار و زمین می پاشد که در حقیقت بر باز شدن زخم کهنه خیانت قدیمی  دلالت دارد و حامد را از پا می اندازد از این سکانس به بعد تمامی اشیاء خانه به خرابی و نابودی کشیده شده و یا فروخته می شوند .

 پریا دومین شخصیتی است که نقش راهنما را برای حامد بازی میکند او هم قربانی خیانت است  و کلام او حامد را بسمت حقیقت می کشاند" هیچی یکروزه و یک شبه اتفاق نمی افتد، نه عشق، نه نفرت، بر می گردد به خیلی قبل، و قبل ترش" و این باعث می شود تا حامد گذشته رو از توی فیلمها مرور کند و رفتار و عکس العملهای مهناز را مرور کند و عشق او به فرد دیگر را از میان این تصاویر پیدا کند و دلیل دروغ و خیانت را برای خود روشن کند.

سکانس مربوط به لحظه تحویل سال، سقف چکه میکند و حامد تلفنی با مهناز با لحنی سرد صحبت میکند و اثری از جملات عاشقانه نیست و روند تغییر را نشان می دهد در همین حال سقف خراب شده و روی میزی هفت سین فرو می ریزد و عکس نازی با خاک یکسان می شود که حاکی از آینده او در غربت دارد. آینده ای که تنها بهانه رفتن مهناز ( از قول او) به خارج بود.

در سکانسی از فیلم حامد فضای خانه را با روشن کردن شمع شاعرانه کرده و ساز میزند و دوربین از پشت زوم به جلو کرده و بعد با حرکت از بالا به پایین ضعف و ناتوانی سوژه را بتصویر می کشد. و بعد تصویر نامتقارن از چهره حامد با نمائی بسیار درشت از چهره او غم و اندوه و احساس درونی او که ناشی از یک شکست است را نمایان می کند.

تا این مقطع از فیلم اتاق خواب جایگاه امن حامد بود و خاطرات مهناز را برای او زنده میکرد ولی از این به بعد اتاق نازی و وسایل او تنهایی حامد را تسکین می دهد.

 بعد از تلفن دائی حامد که تمام جزئیات خیانت مهناز به او را بازگو می کند صدای مهیب رعد و برق شکستن حامد را تداعی میکند و بارش شدید باران دلالت بر اشکهای حامد دارد که در دردن او شروع به ریختن می کنند. او تمام اشیاء و نشانه های حضور مهناز در خانه را پاک میکند تمام آنهایی که تا پیش از این تنها مونس او بودند عکسها را پست می کند ، حتی انار خشک شده را به دور می اندازد.

سکانس مربوط به تولد نازی که حامد به تنهایی برای او جشن گرفته اوج شکستن و خرد شدن حامد را بتصویر میکشد تضاد درونی میان رقص و غم، اندوه و گریه را بازگو میکند حرکت دوربین با رقص به همراه حامدف مخاطب را نیز با او همراه میکند و این جشن تولد نمادی از تولد دوباره حامد نیز می باشد.

در سکانس های پایانی این فیلم حامد با لباس کرم رنگ دیده می شود و شال زرشکی رنگی که دور گردن دارد می تواند نمادی بر تغییراتی باشد کا در درن او حاصل شده و نمادی از زندگی روشن در آینده، صدای زنگ بصدا در آید و حامد از پنجره زنی را در میان زمین پوشیده از برف می بیند که دسته گلی بهمراه دارد، در این صحنه سفیدی برف نشان از واقعیت و زمان جاری را دارد و فراموشی گذشته و کنار زدن توهمات را القا میکند. نمای بسیار درشت از چهره حامد در صحنه ای که با پریا روبرو میشو، شوق درونی او را آشکار میکند.

در سکانس آخر با ورود پریا به خانه حامد تمام پرده ها را کنا می زند نورپردازی با مایه روشن خوشبختی را به خانه باز میگرداند دسته گل در کنار شمعها غم شام غریبان حامد را از میان بر می دارد.

  

" زن زیادی"

                                                     

کارگردان: تهمینه میلانی

مدت: 100 دقیقه

خلاصه فیلم:

احمد به همسرش خبر مي دهد که قرار است بیوه يکي از دوستانش را به شمال کشور نزد خانواده اش ببرد. . در بين راه احمد را بهمراه آن زن  دستگير مي کنند و احمد همسرش که سيما نام دارد را خبر می کند تا از مخمصه نجات پیدا کنند. سیما نزد آنها رفته و بعد به علت بدبینی با آنها همراه مي شود در طول سفر سيما به رابطه صبا با شوهرش مشكوك مي‌شود. مي فهمد که آن زن دوست دختر شوهرش است.  آن‌ها به خاطر توفان ناگزير مي‌شوند در شهر كوچكي در وسط راه اطراق كنند. در اين شهر كوچك پليس در جست‌وجوي قاتلي است كه همسرش را به دلیل خیانت به قتل رسانده است و در ادامه اتفاقهايي باعث مي شود که سيما به نگرشي جديدي در رابطه با همسرش دست يابد.

تحلیل نشانه شناسی فیلم:

سکانس اول فیلم که قبل از تیتراژ است با نمای بسته و بسیار درشت از سقف پوسیده و ترک خورده با یک پنکه سقفی خاموش است، که متعلق به یک کلاس درس است و از آن آب می چکد و نمادی از ناامنی و مشکلات می باشد. زاویه دوربین در این صحنه از پایین به بالا است و حس ضعف و ناتوانی را در برابر مشکلات نشان می دهد. دیالوگ های دختر نوجوان که در قالب انشاء خوانده می شود " خونه دوستت نرو، دوستت اینجا نیاد، خونه رو جارو کن، پیراهن برادرت را اتو کن،  نخند، مانتو کوتاه نپوش...." نشان از نادیده گرفتن حقوق زنان جامعه و اوضاع کنونی آنان است. سکانس اول با ریختن سقف کلاس آنهم درست در زمانی که سوالی در مورد خوشبختی از معلم (سیما) پرسیده می شود، پایان می یابد، که در حقیقت جواب سوال شاگرد می باشد نشانه ای از خطری است که زندگی سیما را تهدید می کند.

اولین زنگ خطر در گوش سیما زمانی به صدا در می آید که احمد با سر و وضعی شیک و غیر معمول وارد خانه می شود و دوربین با نمای بسیار درشت از چهره سیما این غم و حزن را به مخاطب منتقل می کند و حرکت دوربین از پایین با بالا ظاهر احمد را بتصویر می کشد. در همین سکانس و بدنبال وضع غیر معمول احمد، دعوتش از سیما برای صرف شام، زوم دوربین بر چهره سیما اضطراب او را آشکار می کند.

سکانس بعد از صرف شام نمای بسیار درشتی از چهره سیما را درسیاهی شب میان شاخه های درخت نشان می دهد که با چشمان اشکبار صحنه آراستن احمد را نظاره می کند و حالت دورنی سیما و خطر وجود زن دیگر را، درحالتی با تردید نشان می دهد.

سکانسی که در آشپزخانه تصویربرداری شده ، نمای بسیار درشت و واضح از سیما در حالی که چهره خود را در آینه برانداز می کند و صورت خود را با دست لمس می کند و دلیل دوری و رفتار شوهرش را در چهره خود جستجو می کند و اشاره ای به یکی از دلایل غیر موجه خیانت را دارد.

حالت جنون انگیز سیما در حال جمع آوری وسایل برای همراهی احمد در سفر با زن جوان بیوه دوستش، حاکی از بی اعتمادی و آشفتگی و احساس خطر سیما نسبت به دروغ بودن این داستان است که در این صحنه دوربین با نمای درشت چهره درهم او گریان دختر کوچکش هما را بتصویر می کشد.

صدای کلاغ در هنگام عزیمت سیما بسوی پاسگاه برای شهادت و خلاصی احمد و صبا از دست ماموران، بر شومی حادثه ای که در پیش از دلالت دارد.

نقطه عطف دیگر در ایمان قلبی سیما نسبت به خیانت احمد زمانی است که در پاسگاه او و صبا چهره بر چهره می شوند و نماهای بسیار درشت از چهره ایند حالت دورنی و احساس آنها نسبت به یکدیگر آشکار می کند. سیما با دیدن وضع نابهنجار او لبخندش به حزن تبدیل شده و آگاهی نسبت به آنچه ذکه بر سرش آمده و صبا با دیدن چشمان معصوم سیما و دخترش احساس شرمساری پیدا می کند.

رنگها در این سکانس خود را به رخ می کشند ماشین آبی رنگ احمد که نشان از بدبینی است، رنگها ی تیره و سیاه لباس سیما نشان از حزن و اندوه، در تمام فیلم احمد لباس قهوه ای بر تن دارد که نوعی خوشبینی به آینده را در او تداعی می کند. برف سفیدی که در تمام مسیر زمین را در بر گرفته نشان از واقعیت امر و واقع گرایی حادثه است.

فضای شلوغ و هرج و مرج حاکم بر مسافر خانه نمونه کوچکتری از آشفتگی و هرج و مرج در جامعه و همچنین نمادی از اوضاع درونی آشفته سیما است و فضای آلوده به خیانت و شهوت را بتصویر می کشد.

نوشیدن مشروب و شکستن هنجارهای جامعه می تواند نشانه و مقدمه ای بر شکستن هنجار حاکم بر عشق و روابط زنا شوئ و عدم پایبندی به تعهدات باشد.

بارش شدید باران در سکانسی که سیما برای حفظ آبرو برای آوردن مشروب برای احمد به بیرون از مسافرخانه می رود، بر پاکی و معصومیت سیما دلالت دارد.

در سکانسی مربوط به رستوران مسافرخانه، زمانی که پلیس خبر قتل یک زن  را به دست شوهرش به دلیل خیانت به او را می دهد، مناظره ای میان افراد در می گیرد نماهای درشت از چهره افراد احساس و نظر آنها را نسبت به خیانت برملا می کند و در این میان نمای بسیار درشت از چهره سیما با لباسی سیاه و چهره متفکر و حزن انگیز نشان احساس همذات پنداری او با آن مرد را دارد مضاف بر این که آن مرد هم یک معلم است.

سکانسهایی که شب هنگام در مسافرخانه گرفته شده است با نورپردازی تیره رنگ و حرکت دوربین با سیما از این سو به آن سو نمادی از آشفتگی و غم تلخ خیانت است و نقطه اوج آن در صحنه ای است که سیما در پس دیوار احمد را در حالت مستی با صبا می بیند در حالیکه احمد به او اظهار عشق می کند و تنفر خود از سیما را به زبان می آورد و در اینجا سرگردانی سیما بیشتر شده و از این لحظه سیما راه دیگری را در رابطه خود با احمد در پیش می گیرد.

سکانس برخورد سیما و رحیم (قاتل فراری) در کنار ماشین در سیاهی شب و هاله ای از نور های آبی رنگ، ترس و بدبینی را در نماهای درشت گرفته شده ازچهره هر دو بتصویر می کشد. اضطراب و غم و اندوهی از یک جنس در حالات آنها پیداست. سیما با او حس مشترکی دارد و همین موضوع دلیلی است رای کمک به رحیم تا دستگیر نشود.

در صحنه مربوط به ایست بازرسی و گفتگوی رودرروی سیما و مامور پلیس که در این فیلم نماد و نشانه ای از یک شاهد و آگاه است و نقش یک فرد هدایت کننده مرشد را ایفا می کند. راه حل این فیلم ارائه می شود در این دیالوگ مامور به سیما می گوید: " بزارید برید، گاهی رفتن بهترین راه نمی تونید چیزی رو عوض کنید."

سکانس بعدی در فضای داخل ماشین با نورپردازی تیره رنگ گرفته شده، در حالی که دوربین پی در پی نمای بسیار درشتی را از چهره سیما و رحیم به تصویر می کشد و گفتگوی آنها که پیرامون خیانتی است که از همسرانشان  به آنها شده است. چهره های گرفته با چشمان اشک آلود که احساس آنها بدون هیچ توضیحی بر ملا می شود و حتی عشقی که آنها به همسرانشان داشته و دارند.

صحنه بعدی با طلوع آفتاب و صبح متقارن است و سیما نیز طلوع جدیدی داشته و راه متفاوتی را پش گرفته این موضوع از حالت چهره او پیداست او با کمک به رحیم به خودش کمک کرده و از این موضوع احساس رضایت دارد و خوشحالی او عصبانیت احمد را بدنبال دارد. سکانسهای پایانی فیلم چهره واقعی احمد را نشان می دهد و نوع صحبت و رابطه سیما با مامور ، نبودن شیشه مشروب حالت سیما عصبانیت او بر می انگیزد و از اینکه سیما جسورانه مقابل او می ایستد خشمگین می شود .

سکانس پایانی فیلم نشان از یک دادگاه دارد که در آن همه چیز طوری چیده شده است که افراد باید جواب پس داده و مکافات ببینند. احمد، سیما، رحیم، صبا و حتی همای کوچک که قربانی اصلی این خیانت است، حاضرین این دادگاه هستند. دوربین با زاویه باز صحنه را بتصویر می کشد. زمینه و بافت ، فضایی پوشیده از برف و شاخه و برگ خشک درختان در چارچوب دوربین ارائه می شود. احمد با دیدن رحیم تصور خیانت سیما به او را در ذهن می پروراند و این موضوع او را بهم می ریزد. رحیم قصد کشتن احمد را دارد اما سیما می خواهد حرفهای او را بشنود . صبا دلیل آورگی خود را بازگو می کند. رحیم از همسرش که عاشقش بوده می گوید دوربین مدام از چهره ای به چهره دیگر در حرکت است واز شخصیت ظاهری و احساس درونی هر یک از حاضران را پرده برداری می کند. رحیم در درگیری کشته می شود سیما در حالیکه هما را در بغل دارد راهی را پیش می گیرد که مامور پلیس به او گفته بود و صبا نیز به او ملحق می شود، دوربین حرکت آنها را پی گیری می کند و فریادهای احمد راه بجائی نمی برد.

 

نتیجه

مفهوم خیانت از جمله مفاهیمی است که امروزه تم اصلی بسیاری از فیلمها را بخود اختصاص می دهد و این نشانده رواج این مفهوم در واقعیتهای موجود در جامعه و روابط شخصی افراد است. خیانت ریشه در مقوله های فرهنگی، جامعه شناس و روانشناسی دارد و از همین روی نحوه بازنمائی این مفهوم در سطح آثار سینمائی نیز از منظر های متفاوت دیده می شود که البته رگه هایی از توهم و واقعیت در این آثار بچشم می خورد. همانطور که از تحلیل نشانه شناسی دو فیلم مذکور نمایان است، می توانیم به تفاوت در نحوه بازنمائی و یا حتی شباهتهایی که در نحوه بازتاب مفهوم خیانت صورت گرفته پی ببریم. با تکیه بر نظریه بازنمائی ساختی نتایج حاصل از تحلیل نشانه شناسی را اینگونه تفسیر کنیم. کیومرث پوراحمد در فیلم شب یلدا  یک مرد تنها و سرخورده از عشق را بتصویر میکشد. او با این مرد تنها و زخم خورده از خیانت همذات پنداری میکند و دغدغه های درونی خود و همجنسانش رابازنمائی میکند حضور یک مادر پیر ( مادر حقیقی او) به عنوان راهنماییکه همیشه راهای خروج از مخمصه را نشان می دهد. نحوه بازنمائی خیانت در این فیلن نشانه های از انتقام دارد، انتقامی که مهناز قصد دارد تا بواسطه یک عمر مظلومیت زنان و پایمال شدن حق آنها در طول تاریخ توسط مردان از حامد بگیرد، حتی اگر این انتقام بواسطه دروغ و ریا و عمل تقابل به مثل صورت گیرد. این مسئله که آیا این عمل مهناز به واقع خیانت است یا آزادی فردی و حق انتخاب مسیر زندگی حتی به قیمت خراب کردن پل های پشت سرش مخاطب را با خود درگیر میکند. پوراحمد از مهناز هیچ تصویر علنی در مورد خیانت ارائه نمی کند و حتی در طول داستان مهناز با حامد تماس کمی گیرد تا زمانی که از سوی حامد ترد می شود. تصویری که او از خیانت بازنمائی میکند با رنج، عزلت، صبر ، سکوت همراه است. خیانت را با عوامل مذهبی و شکستن هنجارهای ارزشی جامعه مرتبط نمی داند تنها چیزی که مهم است جنبه های روانی و اثرات ذهنی است که بر جای میگذارد. فردی که مشروب می خورد اصلاح ناپذیر است اما از ازل تا حال نسبت به پیوندزناشویی و عشق به همسرش مصمم است.

از سوی دیگر تهمینه میلانی در زن زیادی نیز تلفیقی از واقعیات جهان خارج و تصورات ذهنی خود را بازنمائی میکند او یک فیلمساز فمینیسم است که در این فیلم نیز تصویر چهره یک زن رنج کشیده را بتصویر میکشد که حقوق آن در سایه خیانت همسرش پایمال شده و دم نمی زند. خیانت چهره علنی به خود گرفته و روح و روان او را آزار می دهد. اینکه مردان بواسطه مرد بودن حق دارند که حتی علنا زنان خود را خرد کنند. میلانی دغدغه های درونی خود را این بار در قالب مفهوم خیانت جلوه گر ساخته است. اینکه زنان جامعه حتی در حین باسوادی و استقلال مالی زندانی این جامعه محسوب می شوند خیانت نه تنها در رابطه زناشوئی بلکه از دوران کودکی و نوجوانی توسط خانواده ها و جامعه به آنها تحمیل می شود. تصویری که از مرد خیانتکار بازنمائی می کند نمونه های بیشماری در جهان خارج دارد، فردی بددهن، تازه به دوران رسیده، مشروب خور و کسی که تنها دلیل او برای خیانت خوشگذرانی نکردن در دوران جوانی و هوای نفس است.

سر انجام افراد زخم خورده از خیانت در این دو فیلم متفاوت است و حامد شب یلدا رنج و سختی را در طی یک مدت تحمل میکند ولی در انتها با حضور پریا در زندگی اش، دوباره متولد می شود. اما برای سیما سختی ها شکل جدیدی بخود می گیرند و با گذاشتن و رفتن باید نگاه های تلخ دیگر را در سطح جامعه تحمل کند چه بسا سخت تر از طعم خیانت . این تصاویر ارائه شده، حقایق موجود در تفاوت فاحش میان زن و مرد را در برخورد با خیانت به بهترین نحو بازنمائی می کنند.

 

منابع

 

کتابنامه:

سلبي،كيت و ران،كاودري (۱۳۸۰ )،" راهنماي بررسي تلويزيون"، علي عامري،تهران:انتشارات سروش.

گیل. ادمز ، دیوید. بریجت(1384)، " الفبای ارتباطات" رامین کریمیان، مهران مهاجر، محمد نبوی،تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه.

عاملی، سعید رضا (1385) " فلسفه رسانه و فهم واقعیت جزوه کلاسی درس فلسفه رسانه های جمعی ، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی.

ضمیران، محمد( 1382)، " در آمدی بر نشانه شناسی هنر" ، تهران: نشر قصه.

Hall, S. (2003), “Representation: Cultural Representations and Signifying Practices”, London: Sage Publications

Baudrillard, J (1998), The Consumer Society: Myths and Structures, London: SAGE Publications.

کتابنامه مقاله:

Metz, Christian (1990), Photography and Fetish in the Critical Image, PP: 157-164.

سایتها:

 

www.cinetmag.com

www.iranactor.com

 



[1](  Simulacra

[2] ) Baudrillard

[3](  Semioligy

[4](  Code

[5] )  Encoding

[6](   Decoding

نوشته شده توسط مهدیه اناری در 15:48 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم دی 1385

نقد فیلم

Film Review

 

The Net 2

 

هویت در دام شبکه

 

                         

 

فیلم The Net 2 اثر چارلز وینکلر[1]،به تهیه کنندگی و نویسندگی راب کرون، محصول سال 2006 میلادی است و بنظر می رسد بهترین انتخاب برای تعیین ژانر این فیلم گزینه های اکشن و هیجان انگیز باشد. ایفاگران نقش های اصلی در این فیلم ترکیبی از بازیگران آمریکائی و ترکیه ای به نامهای نیکی دلوچ[2]، دمت آکبار[3]،  سبنم دونمز[4]، نیل هاپکینز[5] می باشند. از سوی دیگر Net 2 جزء معدود فیلمهای هالیوودی است که در فضای متفاوت و در دل یک فرهنگ شرقی و اسلامی ساخته شده است. موسیقی این فیلم که اثر استیون اندلمن می باشد و از نقاط قوت آن نیز شمرده می شود بار سنگینی از انتقال معنا و مفاهیم نهفته در فیلم را بر دوش می کشد و با تلفیقی از موسیقی بومی ترکیه و موسیقی غربی با مخاطبین خود ارتباط برقرار می کند.

خلاصه فیلم

فیلم با یک صحنه تعقیب و گریز آغاز می شود که از لحاظ زمانی در میانه داستان فیلم اتفاق می افتد و در طی آن مامورین پلیس بدنبال شخصیت اصلی فیلم امید کسیدی ( کلی روس ) هستند که از دید آنها متهم به دو قتل و دزدی 14 میلیون دلاری است. امید کسیدی یک دختر جوان امریکائی است که در زمینه برنامه نوسی کامپیوتری نخبه محسوب می شود و به همین دلیل از سوی یک شرکت معتبر بین المللی در ترکیه دعوت به کار می شود و بر حسب ماجراجوئی بر خلاف میل نامزدش به این کشور سفر می کند اما بر خلاف میل او شرایط ایده ال نیست و او در ترکیه با اتفاقات عجیبی روبرو می شود و حساب بانکی او خالی شده با مشکل پاسپورت مواجه می شود، به مرور زمان هویت واقعی و مجازی خود را از دست داده و در دام می افتد. او به محض شروع سفرش با افرادی بر خورد می کند که هر کدام از آنها در این بازی پیچیده نقش دارند از زن مهماندار در هواپیما تا راننده تاکسی و دختر جوانی که در هتل با او آشنا می شود و مهمتر از همه اینکه بر خلاف تصورات  نامزدش جیمز از طراحان اصلی ماجرای دزدی است. امید در تمام طول داستان در حال جنگ است تا هویت واقعی خود را ثابت کند و در انتها با کمک پلیس اینترپول از این مخمصه نجات پیدا می کند.

تمامی صحنه های این فیلم بجز یکی از آنها در محله های قدیمی و سنتی شهر استامبول اتفاق می افتد و در ظاهر رنگ و بوی شرقی فیلم بر آمریکائی بودن آن برتری دارد و در تمامی صحنه ها نمادهای از فرهنگ کشور ترکیه از قبیل آثار تاریخی، پرچم به چشم می خورد، به تصویر کشیدن مسجد ابا صوفیه به همراه زمزمه های اذان درفیلم شناسنامه و هویت مکان را به مخاطب منتقل می کند. در اکثر صحنه های فیلم حالتهایی از تعقیب و گریز و تنش دیده می شود که هیجان خاصی را القا می کند.

شخصیتها

 

- نیکی دلوچ که نقش امید ( هوپ ) کسیدی را در این فیلم ایفا می کند. یک دختر امریکائی 27 ساله است که از جمله بازیگران نه چندان مطرح هالیوودی است  و در زمینه موسیقی نیز فعالیت دارد و یک گیتاریست است. خصوصیات فیزیکی او از جمله چشمان و موهای روشن او با قدی متوسط  و چهره کاملا گیرا باعث می شود تا کارکتر امید برای مخاطب جذابیت دوچندانی پیدا کند. امید در تمام طول داستان حتی در سخت ترین شرایط لبخند بر لب دارد و آرامش خود را حفظ می کند و چهره یک زن ایده ال و آرمانی را در عصر مدرن به تصویر می کشد که خواستن برای او مساوی با توانستن است و در هر مبارزه ای پیروز می شود.

- دمت آکبار در نقش دکتر کاواک یکی از بازیگران ترکیه ای است که در این فیلم به بازی پرداخته است. سیمای نه چندان جذاب و بی روح او کار مخاطب را برای شناخت شخصیت دکتر کاواک سهل می کند. ظاهر و پوشش دکتر کاواک در ابتدا فیلم با انتهای داستان که هویت او آشکار می شود، متفاوت است و یکی از شخصیتهای نفرت انگیز فیلم محسوب می شود که کنترل داستان را تا حدودی در دست دارد و حتی در اولین سکانسی که در فیلم به عنوان دکتر وارد می شود، در مخاطب احساس عدم اطمینان بوجود می آورد.

- سبنم دونمز دیگر بازیگر ترک در این فیلم است که نقش رکسلانا یا همان فرد به ظاهر مهماندار بازی می کند چهره مهربان با موهای مشکی رنگ و قد و قامت بلند از ویژگی های ظاهری اوست که بر خلاف این جمله او " تو استانبول گول ظاهری هیچ چیزو نخور " و اینکه به هیچ کس اعتماد ندارد، به گونه ای است که می توان به او اعتماد کرد. هرچند که در طول داستان شخصیت پنهانی دارد ولی اظطراب و نگرانی از جانب این کارکتر در فیلم حس نمی شود و در انتها نیز نقش ناجی امید را ایفا می کند.

- نیل هاپکینز در نقش جیمز نامزد امید، دو شخصیت متضاد را در آغاز و اتمام داستان به تصویر می کشد. یک جوان 27 ساله امریکایی، زیبا، جذاب و خوش تیپ است که علاوه بر اینکه نقش طولانی را بر عهده ندارد اما اثر گذا است و از گردانندگان اصلی روند داستان می باشد. جیمز در اولین سکانس حضورش در فیلم با توجه به دیالوگهایی که بین او و امید رد و بدل می شود " اگه با تو بیام پس مطالعاتم چی میشه" و یا " اونجا پر از خلافکاره" دوست داشتنی ، آرام و بدور از همه شرورتها بنظر می رسد. اما در انتها شخصیت متفاوتی را از خود بروز می دهد که بدنبال هیجانات کاذب است.

زبان و واژه نامه فیلم

 زبان گفتگو در این فیلم نیز در نوع خود جالب است و یکسری از جملات در دیالوگهای بعضعی از کارکترها تکرار می شود و حالت نمادین پیدا می کند. در اولین سکانس فیلم همان صحنه تعقیب و گریز که در طی آن پلیس بدنبال امید است نوع گفتگو امید با دوربین و اینکه مدام بعد از گفتن هر جمله یک مکثی ایجاد می شود مخاطب را درگیر می کند و در لابلای این دیالوگها محتوی اصلی فیلم نهفته است جملاتی که امید از پدرش بیاد می آورد" در مواقع گرفتاري كافيه يادت باشه كي هستي چون وضع هرچقدر هم كه بد باشه ، هميشه جاي اميد هست" و " پدر و مادر من 3 دختر مي خواستند اميد، وفا ، نيكوكاري" معنای این جملات محور اصلی داستان که حول امید داشتن و مبارزه با سختیها در دنیای مدرن امروز است، را مشخص می کند و اینکه وفا و نیکوکاری در عصر حاضر جایی ندارند و این تاثیر در کلمات امید نیز موج می زند " از پسش بر می آم." از سوی دیگر جمله ای که جیمز اون را در فیلم دوبار به دو شخصیت متفاوت گفته و گره اصلی داستان را باز می کند " ... من این کابوس تو رو تبدیل به رویا می کنم"

جمعبندی

پیام عمده ای که این فیلم برای مخاطبین خود به همراه دارد، تزلزل هویت انسانها در دنیایی است که اکثر امور با تکیه بر ابزارهای ماشینی سامان می یابند و افراد تنها با اعتماد بنفس و امید می توانند بر این چالشها پیروز شوند و داشتن انتظار وفاداری و خوب بودن در عصر مجازی از جانب دیگران بیهود است. با پررنگ شده حضور اینترنت در زندگی افراد و وجود دوربینهای متعدد در پیرامون آنها راه فراری نیست و انسانها ناخودآگاه وارد بازیهایی می شوند که از آنها بی اطلاعند .دنیای مجازی زمان و مکان و شخص نمی شناسد و آن چه که در صفحه مانیتور دیده می شود ملاک هویت افراد است و امکان تغییر و دگرگونی این هویت نیز فراهم شده. و این از آسیب های جهان مجازی است.  امروزه ارتباطات بین فرهنگی نیز براساس میزان قدرت در اختیار داشتن این ابزارها تعریف می شود و دولت- ملت های پشرفته تر همانند امریکا از این امتیاز استفاده کرده و در حوزه صنعت سینما که اثرگذاری دوچندانی دارد برتری خود را به تصویر می کشند. همانطور که در فیلم نت2 مشاهده می شود، یک فیلم امریکائی در بطن یک جامعه متفاوت از لحاظ فرهنگی، دینی، اقتصادی، اجتماعی که قصد دارد تا در حین نشان دادن تقابل و تنشهای دنیای واقعی و دنیای مجازی، برتری همه جانبه خود را بتصویر کشد. شخصیت اصلی این داستان زن امریکائی است که علی رغم همه مشکلات ایجاد شده مصمم است که از پس آنها بر می آید و در عمل نیز جسورانه با آنها می جنگد و در انتها پیروز می شود یک کارکتر آرمانی که تصویر زن امریکایی را برجسته می کند و مهمتر از همه اینکه اکثر این پلیدی ها در یک جامعه غیر امریکائی ریشه دارد  و مشکلات ازسوی افراد و یا شرکتهای ترکیه ای ایجاد می شود.تفاوتهای بین فرهنگی در میان تصاویر، اشیاء و دیالوگهای میان بازیگران مشهود است. از تصویر تنها سکانس این فیلم در سواحل سانتامونیکا تا تصاویر متععد از مساجد و آثار تاریخی استامبول و تقابل شخصیت امید ( زن غربی) و رکسلانا ( زن شرقی) در سکانسی از فیلم در خانه رکسلانا ، امید در امور اینترنتی تبحر دارد ( که در جهان امروز ارزش تلقی می شود) و کارهایی انجام می دهد که رکسلانا متحیر می شود و در مقابل رکسلانا با گرفتن فال قهوه تعجب امید را بر می انگیزد. 

 

 

 

 

 



۲ Nikki Deloach

3 Demet Akbag

4 Cengiz Bozkurt

5 Neil Hopkins

نوشته شده توسط مهدیه اناری در 14:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم آذر 1385

خبر (همایش)

همایش فضای تعاملی، جهانی- محلی

                             و نهادهای مجازی

 

                   

با همایش فضای تعاملی جهانی محلی و نهادهای مجازی تلاش می شود نهادهای مجازی در سطح عام و در قلمرو شهر مورد مطالعه قرار گیرد. در این همایش ظرفیتهای فضای مجازی مورد بررسی قرار می گیرد و تلاش می شود از نگاه عام به تحلیل های خاص این فضا رسید.

این همایش به همت انجمن علمی مطالعات فضای مجازی که افتخار برگزاری اولین همایش شهر مجازی را در سال 1383 دارد با همکاری مرکز مطالعات ملی جهانی شدن و موسسه مطالعات امریکا و اروپا دانشگاه تهران برگزار می شود و استادان بنام ارتباطات نظیر دکتر سعیر رضا عاملی، دکتر یونس شکر خواه ، دکتر مهدی منتظر قائم و دکتر مسعود کوثری در این همایش به سخنرانی در زمینه های مورد مطالعه خود خواهند پرداخت.

زمان و محل برگزاری:

27 آذر 1385، تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی

آدرس: پل گیشا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

نوشته شده توسط مهدیه اناری در 18:27 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

مقاله سوم (سینما)

بررسی متدهای مختلف فهم رسانه

در فیلم " مهمان مامان"

 

از آنجا که مطالعه یک متن رسانه ای نیازمند آن است تا از زوایای گوناگون مورد بازنگری و کاوش قرار گیرد. در این مقاله سعی می شود تا با استفاده از روشهای تحقیق در علوم اجتماعی چارچوب تحلیلی از فیلم سینمایی" مهمان مامان " ارائه شود. تنها تکیه بر تکنیک های ارتباطی برای تحلیل تولیدات رسانه ای کافی نیست و باید با دید گسترده تری به پژوهش در عرصه رسانه قدم گذاریم و بهره گیری از روشهای تحقیقی مرسوم در علوم اجتماعی میتواند راه مطالعه را هموار کند. 

  

                 

 

مهمان مامان دارای مضمونی کمدی و اجتماعی است. داستان فیلم اینگونه آغاز می شود که روزی برای یک خانواده فقیر مهمان ناخوانده ای از راه می رسد و مادر خانواده برای آبروداری از همسایه های هم خانه خود کمک می گیرد غافل از اینکه آنها  نیز آه در بساط ندارند، اما برای حفظ آبروی این خانواده همه دست در دست هم می دهند..........

 

روش تحقیق پوزیتیویسم

این رویکرد متاثراز اندیشه های کنت و دورکیم می باشد. از اولین و رایج ترین روشهای تحقیق در گذشته  و امروز است. پوزیتیویسم ها در راه تحقیق، استفاده مطالعات تجربی و آماری را در دستور کار خود قرار می دهد. همه چیز در این نوع مطالعات اندازه گیری می شود ، در واقع مطالعه کمی صورت می گیرد. بیشتر شکل و ظاهر پدیده مورد بررسی قرار می گیرد. پوزیتیویسم ها معتقدند برای نتیجه گیری در مطالعات باید به سراغ مشاهده و یا مجموعه ای از مشاهدات رفت و اصل تحقیق پذیری در منطق پوزیتیویسم اهمیت ویژه ای دارد. اگر قصد داشته باشیم با توجه به این دیدگاه فیلم مهمان مامان را بررسی کنیم باید تمرکز خود را بر عمده مشاهداتمان از فیلم بگذاریم و بعنوان محقق پوزیتویسم عناصر فیزیکی فیلم را هدف قرار دهیم و در آخر به نتیجه گیری کار تکیه کنیم. یکی از این عناصرقابل مشاهده لوکیشن این فیلم است خانه ای با سبک و سیاق قدیمی و فقیرانه با حوضی پر از ماهی در وسط حیاط که تعداد ی خانواده را در خود جای داده و در تقابل با آن ساختمان مدرنی که در حال ساخت است. فضای کمدی حاکم، دوربین شناور در این فیلم که تفاوت آن با دوربین ثابت حس می شود بکار گیری رنگهای تاریک و روشن در فضای خانه و اطراف آن،حضور پر رنگ غذا در این فیلم، روابطه صمیمانه و نزدیک میان همسایه ها و حضور یک فرد معتاد یک دانشجوی پزشکی، یک مرد عشق فیلم بیکار، پیرزنی تنها و مهمتر از همه زنی رنج کشیده که کوله بار مشکلات را بدوش میکشد و جالب تر از همه فضای کمدی که بر این کار نشسته، با نگاه پزیتویسمی اگر تمامی جزئیات مشاهده شده را در کنار یکدیگر قرار دهیم فهم حاصل از این فیلم بدست می آید و در پایان می توان  فرضیه تحقیق را آزمود.

روش تحقیق تفسیری

روش تفسیری با وبر تجلی پیدا کرد.او تحت تاثیر عقل گرایی ریشه دار در فلسفه، علوم انسانی_ اجتماعی را غنی تر آن می دانست که با روشهای تنگ پوزیتیویسمی بررسی شوند.در روش تحقیق تفسیری تمرکز بر امور ناپیداست تا از این طریق فهم حاصل شود. از نقطه نظر تفسیرگرایان رسیدن به معنا بخش اصلی کار تحقیقی است.، این نوع مطالعات بر روشهای کیفی و مطالعات قوم شناسی تکیه دارند و با اعداد و ارقام سرو کار ندارند و سعی می کنند تا با توصیف رفتار ها و انگیزه ها به معانی درونی پدیده دست یابند. اگر با دیدگاه تفسیری به استقبال فهم" مهمان مامان" پیش رویم عناصر فیزکی فیلم رنگ و بوی دیگری پیدا می کنند دروبین شناور این فیلم واقعگرایی آنرا تفهیم می کند اینکه مخاطب با دوربین همراه است و در فضای فیلم قرار دارد، غذا در این فیلم به نوعی نقش اول را بازی می کند نمادی از طبقه اجتماعی و اقتصادی ، نشانی از همدلی آدمها ، حسرت  و تلاش ، تعریفی از آبرو و حاصل یک معجزه از دید اهالی خانه است .خنده ها و گریه ها در این فیلم همیشه معنی خودشان را ندارند. کمدی که بر فیلم سلطه دارد یک طنز تلخ است نه از سر دلخوشی یک مسرت آنی را در پی دارد و نشان از پایان غم و بدبختی نیست.

روش تحقیق انتقادی

در این روش هدف نهایی تحقیق فهم ساختارهای قدرت و رابطه آن با جامعه خوانده می شود(عاملی، جزوه کلاسی فلسفه رسانه های جمعی) مطالعات انتقادی نشات گرفته از اندیشه های انتقادی مارکس است که در این رویکرد علاوه بر تمرکز بر وادی معنا  بر تاثیرات ناشی از عوامل اقتصای ، اجتماعی و سیاسی بر فهم رسانه ای نیز تاکید می شود. انتقادگراها نگاه از پایین به بالا را مستلزم تولید فهم می دانند و معتقدند رسانه ها با قدرتی که در اختیار دارند می توانند منشا کنترل اجتماعی و اقتصادی لقب گیرند و از  طریق معانی که تولید می کنند صرف نظر از صدق و کذب آنها جامعه را بسمت دلخواه خود برانند و اثرات قابل توجه ای ره به فرد و جامعه وارد کنند.

فیلم " مهمان مامان" در حین به تصویر کشیدن  واقعیات اجتماعی و طرح معضلات ملموس متهم به تولد توهماتی در ذهن مخاطب اثر است. برانگیختگی لحظه ای، رفع و رجوع گذرا و احساسی بحرانها و عدم حل معضلات ریشه ای که همچنان باقی می ماند این موارد می تواند ذهن مخاطب اثر را مخدوش کند. همان پایان همیشگی فیلمها که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شود و در آن سکانسی که مامان بر بالای سفره می نشیند و به آن خیره می شود گویی معجزه ای برایش رخ داده است غافل از اینکه همه مشکلات باقی است و این حقیقت تلخ است.

روش تحقیق پسامدرن

پیشگامان این روش سعی معتقدند دست یابی به تمامی جزئیات دانش امکان پذیر نمی باشد و همه تفسیر ها نسبی هستند. از دید پست مدرن دانش در جریان است  و در یک روند تاریخی شکل می گیرد و تفاسیر متفاوتی را در بر می گیرد. پست مدرن همه چیز را به با شک و تردید می نگرد و  رسیدن  به قطعیت را در فهم دانش رد می کند. در این روش اصالت به فرد داده می شود و فهمی که  برای او حاصل می شود وهیچ دانشی بر دانشی دیگر برتری ندارند. با تکیه بر پست مدرنیسم میتوانیم به تعداد مخاطبین فیلم به آن نگاه کنیم نه از دیدگاه کارگردان اثر نه یک محقق پوزیتویسم و.... " مهمان مامان" از دیدگاه های متفاوتی به تفسیر و نقد کشیده می شود.برخی با دید فمینیستی آنرا درک می کنند که عفت در این فیلم نمادی است از یک زن رنج کشیده که مجبور است شوهر بیکار و بی خیال خود را تحمل کند و زن جوانی که از شوهر معتاد خود کتک می خورد. یا از دیدگاه فردی که برجسته ترین نکات فیلم را فقر، اعتیاد، بیکاری می داند. یا افراد مرفه و بیدردی که تنها کمدی فیلم آنها را مجذوب خود کرده است و معانی متعدد دیگری که ممکن است از این فیلم برای مخاطب القا شود.

 

منابع

عاملی ، س ر.1385 ، جزوه های کلاسی درس فلسفه رسانه های جمعی .

منتظرقائم ، مهدی . 1385 ، جزوه های کلاسی درس مخاطب شناسی.

 

 

نوشته شده توسط مهدیه اناری در 21:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم آبان 1385

(مقاله دوم)سینما

تقابل سنت و مدرنیته، راه گفتگو مسدوده

 

 

 

سینما بعنوان یک رسانه رسالتی را بر عهده دارد، و در پی آن تولیدات این دستگاه نیز باید در جهت تحقق این مهم گام بردارند. اگر از آگاهی بخشی به عنوان یکی از کارکردهای رسانه یاد شود بنابراین در پس تولیدات رسانه ای باید یک چارچوب معرفت شناسانه ای وجود داشته باشد. خالق هر اثر با یک شناخت و دیدگاهی دست به تولید معنا می زند، تا از این طریق نماد و نشانه ای را به مصرف کننده منتقل کند، منابع شناختی و بستر شکل گیری این فهم می تواند متفاوت باشد . از سوی دیگردرک گزینشی مخاطب مانع ازاین می شود تا درطی این مسیر ارتباطی معنا بدون تحریف و تغییر منتقل شود و چارجوب شناختی فرستنده میتواند از سوی دریافت کننده انشعاب پیدا کند. در اصل این پروسه از ویژگی های چرخه ارتباطی است و در این میان عوامل متعددی می توانند در نوع شناخت و فهم مخاطب از پیام تاثیر گذار باشند.

با نگاهی به فیلم سینمائی " دو زن "  قصد داریم تا به مقوله شناخت و فهم در قالب یک تولید رسانه ای بپردازیم و اینکه این شناخت برای تولید کننده اثر چگونه حاصل شده؟ و درک و فهم مخاطب اثر چه جهتی به خود گرفته است؟

خلاصه فیلم:

((فرشته با دوست قديمي اش رويا تماس مي گيرد و  به او خبر مي دهد  كه شوهرش  در بيمارستان قلب بستري است. رويا مهندس يك شركت ساختماني  است، و در طول راه  تا رسيدن به بيمارستان خاطرات مشتركش با فرشته را از سال 1359 مرور مي كند: آن دو دانشجوي  داشنگاه هستندو به دنبال  انقلاب  فرهنگي و تعطيل شدن دانشگاه ها  فرشته به شهرستان زادگاهش  اصفهان باز مي گردد. در روزهايي كه او در تهران است جواني به نام حسن مزاحم او مي شود. حسن فرشته را  تا  زادگاهش  تعقيب مي كند و باعث تصادف و كشته شدن پسري در خيابان شده و به زندان مي افتد. فرشته كه در  اين ماجرا درگير  شده ناخواسته تن به ازدواج با مردي به نام احمد مي دهد كه در آزادي  او از پاسگاه به او كمك كرده است. احمد به فرشته قول مي دهد كه از ادامه تحصيل او خودداري نكند. اما از نخستين روزهاي  زندگي مشترك فرشته را تحت  فشار  قرار ميدهد، و به او گوشزد مي كند كه فرشته آبرو و زندگي خويش  را مديون فداكار  احمد است و محدوديت هاي زيادي  براي او فراهم  مي كند. سال ها بعد حسن از زندان  آزاد مي شود و  دوباره به سراغ  فرشته مي آيد. فرشته  كه صاحب دو فرزند شده است  فرار مي كند  و احمد و حسن گلاويز مي شوند. احمد به سختي مصدوم مي شود. فرشته او را به بيمارستان قلب در تهران  منتقل مي كند و پس از فوت  همسرش نگران آينده خود  و  فرزندانش است چرا كه در كنار  احمد زندگي  كردن را فراموش  كرده است.))

§        تولد " دو زن"

تولید یک فیلم با مضمون اجتماعی، که محوریت اصلی آن را زنان تشکیل می دهند و قصد دارد تا گوشه ای از معصومیت و مظلومیت زن را در عرصه اجتماعی و خانواده به تصویر بکشد، یقینا تفکرات انتقادی عمیق، و شناخت تجربی و شهودی را در پس خود دارد. شناختی که در ذهن کارگردان اثر به عنوان یک زن نقش بسته است و با در اختیار داشتن ابزار تولید آنرا بتصویر کشیده است. آنچه در این فیلم برجسته شده ساختن تیپ های ایده ال از شخصیت های متفاوت است. که این کارکتر ها در طول زندگی روزمره به وضوح در گوشه و کنار به چشم می خورند و در عین این تفاوتها در برخورد با یکدیگر قرار گرفته و روابط نامتعادل و غیر سالمی را ایجاد می کنند. وجود شخصیتهایی چون " پدر"، " احمد"، "حسن"،" فرشته" نمونه ای از نزدیکترین افراد جامعه به ما هستندکه هر کدام با داشتن حسن نیت سد راه یکدیگر برای رسیدن به آرامش و بوجود آمدن یک رابطه انسانی سالم هستند. شناخت کارگردان فیلم حداقل از این بعد جامعه شناخت بی نقصی است. تولید کننده اثر قصد دارد بخشی از واقعیتهایی را در باره زندگی روزمره قشر قابل توجه ای از ایرانیان بازنمایی کند که نمیتوان از آنها چشم پوشی کرد و بخش عمده ای از این واقعیت نیز گره کوری است که بر سر راه روابط میان افراد به دلیل تفاوتهای فرهنگی وجود دارد و زبان گفتگو در میان آنها گم شده است. این مسئله که یک مزاحم خیابانی باعث می شود تا یک پدر با زبان و عمل زهر آگین خود به سوی دخترش خیز بردارد. گوشه ای از واقعیت است که کارگردان بخوبی آنرا درک کرده است. اینکه یک مرد ( احمد ) به بهانه عشق زیاد  از قدرت خود برای حبس کردن فیزیکی و روحی زن بهره گیرد. در سکانسی از فیلم زمانی که فرشته به ستوه آمده و به قصد طلاق به دادگاه می رود این زندانبان حتی مورد حمایت قانونی واقع می شود: " خانم خرجی میده....بله...مسکن براتون تهیه کرده....بله....دوستهای ناباب داره....نخیر.....مشروب می خوره.....نخیر...قمار بازی می کنه.....نخیر..."  و زمانی که احمد از همه این مراحل سربلند بیرون می آید مقام قانون اظهار می کند."پس دلیلتون برای طلاق چیه خانم؟ "  و فرشته پاسخ می دهد: " بددله، شکاکه، اذیتم می کنه، آزارم میده، به شعورم توهین می کنه، زندونیم میکنه" و قاضی عنوان می کند" این دلایل برای حکم طلاق کافی نیست"  و این دیالوگهای ردو بدل شده میان فرشته و قاضی بیانگر حقوق نداشته زن به عنوان یک انسان است که اگر خوراک و مسکن او تامین باشد کافیست و هویت ، شعور و جایگاه اجتماعی او از سوی مرد نمی تواند دلیلی برای قطع یک رابطه زناشویی مخدوش باشد و فرشته باید به مقابله با پدر، همسر، قانون بپردازد.

§        فهم مخاطب

مخاطبین این اثر چند دسته هستند، گروهی که طرفدار حقوق زنان و به تعبیری فمینیسم هستند و گروهی دیگر قشر سنتی با تفکرات و زمینه شناختی خاص خود، که بر طبق این پیشینه ها به درک گزینشی از معنای فیلم می پردازند. از دید مخاطب فیلم این اثر میتواند تقابل سنت و مدرنیته نیز لقب گیرد. مدرنیته ای که داعیه دفاع از حقوق زن را دارد و معتقد است که پدر، همسر، قانون قصد به نابود کردن هویت زن را دارند. زنانی امثال فرشته با این همه توانایی و استعداد در زمینه های علمی و اجتماعی و...... از دید مخاطب مدرن این حق را دارند که مسیر زندگی خود را تعیین کنند، حتی اگر به قیمت کنار زدن نزدیکان تمام شود. از طرف دیگر قشر سنتی مخاطبین معتقدند آزادی دختران منجر به بی آبرویی می شود. همانگونه که در سکانسی از فیلم پدر فرشته وجود مزاحم خیابانی و اسید پاشیدن او به پسر عمو را از چشم فرشته می بیند و می گوید: " اینه تهرون اومدنت...اینه درس خوندن و دانشگاه رفتنت"  و قصد دارد تا با بردن فرشته به شهرستان آبروی ریخته شده خود را جمع کند.

§       و اما.....

اوج فیلم در سکانس آخر است که خبرمرگ احمد را در منزل دوستش رویا، به فرشته می دهند " مرده... پس هیچ وقت نمی فهمه من اینجا بودم.. فکر می کنم دوستش داشتم..آره.. مثل یه زندانی که زندانبانش و دوست داره.. ...حالا باید چیکار کنم... زندگی .. مطمئن نیستم بتونم....یادم رفته.. باید فکر کنم... باید بچه هام و دست تنها بزرگ کنم.... باید صبور بودو واقع بین..... چه احساس عجیبی دارم... مثل پرنده آزادم ، اما بال ندارم.....بچه ها چیه اونارو به من میدن یا عموشون یا بابا بزرگشون...باید مبارزه کنم.... خدا به من صبر بده.......باید پدر و مادر بچه ها باشم..... وای نباید وقت و از دست بدم... رویا.....یه کتاب داری درباره زناییکه باید تنهایی بچه هاشون رو بزرگ کنند."

در این سکانس معصومیت در چهره فرشته موج می زند اینکه باید باز هم مبارزه کند، صبر کند، راه زندگی کردن را پیدا کند هویت گمشده اش را بیابد حتی جای خالی زندانبانش را پر کند و اینکه حتی نبودن زندانبان نیز راه پرواز را برای او هموار نمی کند. این تصویر شناخته شده و واقعی از زنی است که کارگردان آنرا بصویر کشید و شاید این همان نقطه ای است که فهم مخاطب را به او نزدیک می کند زیرا این تصویر برای او نیز ملموس است.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهدیه اناری در 11:50 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم مهر 1385

(مقاله اول) تلویزیون

تمام ماه، جوهرء دینی اما با قالبی متفاوت

 

تلویزیون یک رسانه دیداری و شنیداری است که در دسترس عموم قرار دارد و این موضوع باعث می شود تا کار دشواری را در مرحله تولید و برنامه سازی  پیش رو داشته باشد، در اصل فرایند تولید و مصرف در رسانهء تلویزیون بسیار پیچیده است و باید با در نظر گرفتن طیف وسیعی از مخاطبین ، در میان اقشار مختلف جامعه به حرکت خود ادامه دهد و با توجه به مذهبی بودن جامعه ایران تلویزیون به عنوان یک تریبون وظیفه سنگینی را برای اشاعه ارزشهای این امر مهم به عهده دارد وبرنامه های دینی در قالبهای گوناگون در رابطه با مراسم و مناسک مذهبی متفاوت به اجرا در می آیند و در این میان آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد نوع ارتباط و تاثیر گذاری این قبیل برنامه ها بر مخاطبین سیما است. برنامه تمام ماه که ازنیمه تا پایان ماه شعبان ( به مناسبت میلاد حضرت مهدی(ع) ) بطور زنده، هر شب به مدت 30 دقیقه روی آنتن رفت، از آن قبیل برنامه هایی بود که با اهداف مذهبی تولید شده بود و مضمون اصلی آن پیرامون انتظار مهدی موعود(ع) بود. اما قالبی که این برنامه در آن شکل گرفت، متفاوت بود از انواع برنامه هایی که با اهداف مذهبی از تلویزیون پخش می شوند. مسئله ای که دراینجا مطرح می شود این است که چرا برنامه تلویزیونی تمام ماه با درون مایه مذهبی در قالب یک برنامه سرگرم کننده و شاد به تصویر کشیده می شود؟ ارکان اصلی این برنامه که باعث می شود قالبی متفاوت از سایر برنامه های مذهبی به خود بگیرد را، موسیقی، برقراری ارتباط از طریق پیام کوتاه، گفتگو تلفنی با شخصیتهای هنری برجسته و محبوب و حتی مسابقه تشکیل می دهند و( هرکدام از آیتم های برنامه با متناسب با موضوع طراحی شده اند.)  ، نه وعظ و نوحه خوانی که از شاخص اصلی برنامه های مذهبی بطور معمول است.

در عصر حاضر تولید  برنامه با هر مضمونی کار دشواری است، زیرا مخاطب منفعل نیست بلکه درک و فهم او از محتوای رسانه تا حدود زیادی متاثر از نیازهای روانی و شخصیتی فرد است و مخاطب معمولا چیزی را انتخاب می کند که با او سازگاری داشته و احتمالا برای او مفید باشد به همین منظور " برنامه ریزان رسانه ها در خیلی ار حوزه ها باید پژوهش بیشتری درباره مخاطبان بالقوه و رضایت هایی که این مخاطبان می کوشند بدست آورند، انجام دهند." (سورین و تانکارد،1381،ص438) و با حرکت بسمت عصر اطلاعات مخاطب امروز با طیف گسترده ای از انتخاب ها روبرو است در نهایت تولید کنندگان باید راههای متناسبی را برای رضایت و جذب مخاطب پی گیرند. اما اکثریت غالب برنامه های مذهبی این جذابیت را برای مخاطبین ندارد، از اینکه یک نفر به عنوان واعظ (به هر شکل: سخنران یا یکی از شخصیت های فیلم) در مقابل آنها قرار بگیرد و در یک فضای تصنعی به آنها اصول مذهب را بیاموزد گریزانند و این نیاز احساس می شود تا تولید برنامه های دینی با اندکی  نوآوری و خلاقیت بیشتر بروز پیدا کند، همانگونه که برنامه تمام ماه راه تازه ای را پیش گرفت تا در یک فضای صمیمی و شاد، همراه با کلیپ هایی با مضمون دینی، رابطه منسجم تری را با مخاطب خود برقرار کند. این نکته که مخاطبین می توانند با ارسال پیام کوتاه به نوعی در روند برنامه تاثیر گذار باشند، حس خوبی را به آنها می بخشد و تجربه دینی متفاوت با دیگر برنامه های مذهبی که تنها به عنوان شنونده مفروض می شوند، شکل می گیرد. از سویی، آیتم دیگر این برنامه که گفتگوهای تلفنی (با محوریت موضوع دینی) است، با هنرمندانی که در میان مخاطبین تلویزیون محبوب هستند باعث می شود تا دین در نزد مخاطبین باورپذیر تر و ملموس تر جلوه کند و یا انتخاب موسیقی از جنس پاپ، برای تیتراژ ابتدا و انتهای برنامه ای که قصد دارد انتظار برای ظهور یگانه منجی عالم را تمرین دهد، نمی تواند دلیلی غیر از جلب رضایت مخاطب داشته باشد و اینکه از این طریق بتوانند پیام خود را با تاثیر مضاعفی منتقل کنند. برای مخاطبان امروز رسانه ها درک و فهم پیام و محتوای آن از طریق موسیقی و ترانه به مراتب سهل و مطلوب تر است و از این جهت می توان گفت که برنامه تمام ماه جهت گیری مناسبی را در راستای رضایت مخاطب برگزیده است. ولی در اینکه چرا یک برنامه با چنین شاخص هایی، که فاقد قدرت بصری هستند باید در رسانه ای مانند تلویزیون تولید شود جایی برای انتقاد وجود دارد. پخش موسیقی و یا گفتگوی تلفنی و اینکه برنامه ای حول محور سخنان مجری گردش پیدا کند از عناصر برنامه های رادیویی است که صدا تعیین کننده روند کار است نه تصویر ولی زمانی که تولید یک برنامه در یک رسانه با مشخصه تصویری  بودن ، صورت می گیرد باید تصویر بر صدا غلبه داشته باشد و اگر مخاطبین پر شمار تلویزیون دلیلی برای تولید تمام ماه در سیما باشد شرایط ایجاب می کرد تا از قدرت تصویری این رسانه عامه پسند بهره گیری بیشتری صورت گیرد و تا ماهیت برنامه نیز بصورت برجسته ای نمایان شود.


منابع:

1) سورین و تانکارد، نظریه های ارتباطات، علیرضا دهقان، دانشگاه تهران، 1381

 

 

 

 


نوشته شده توسط مهدیه اناری در 11:2 |  لینک ثابت   •